
تابناک از ایلام::در میان همهمهی روزمرهی شهر ایلام، در عبوری کوتاه از میدان سعدی تا خیابان خیام، صحنهای ساده، اما تأثیرگذار نگاه نگارنده را به خود جلب کرد، تصویری از احترام؛ احترامی به حقوق شهروندی که این روزها در فضای شهری بهندرت دیده میشود.
این تصویر برخاسته از درک اجتماعی و شعور شهری، یادآور آن بود که هنوز هم میتوان امیدوار بود؛ هنوز هم کسانی هستند که مسئولیتپذیرند و به حقوق عمومی و زیبایی شهرشان اهمیت میدهند.
در سالهای اخیر، سیمای شهری ایلام بارها مورد انتقاد قرار گرفته است. کوچهها، خیابانها و پیادهروهایی که قرار بود فضایی برای عبور و همزیستی باشند، امروز به محل نزاع خاموش میان منافع شخصی و حقوق عمومی تبدیل شدهاند.
کسبهای که بساطشان را تا میانهی پیادهرو گسترش دادهاند، رانندگانی که خودروهایشان را بدون توجه مقابل درِ منازل پارک کردهاند، سازندگانی که مصالح ساختمانی را بیتوجه به عبور و مرور مردم در معابر عمومی رها کردهاند... همهی اینها نمونههایی از نادیدهگرفتن حق عبور آزادانه، ایمنی و زیبایی شهریاند.
این مسئله تنها به حقوق فیزیکی شهروندان محدود نمیشود؛ سیما و روح شهر نیز آسیب دیدهاند. ساختوسازهایی بدون توجه به منظر شهری، رنگهای افسرده و فضاهای بیهویت، هویت شهر را کمرنگ کرده و نوعی خستگی بصری را به شهروندان تحمیل کردهاند.
اما در این فضای غبارآلود، صحنهای در محدودهی سعدی قلب نگارنده را لرزاند؛ ساختمانی در حال ساخت که برخلاف روال معمول، نهتنها مسیر پیادهرو را مسدود نکرده بود، بلکه با سلیقهای ساده و دلنشین، فضای اطراف را گلکاری و رنگآمیزی کرده بود.
این رفتار شاید در نگاه نخست جزئی بهنظر برسد، اما در بستر اجتماعی امروز همانند فریادی از اخلاقمداری بود. کارگر، مالک ساختمان، یا هر فردی که پشت این اقدام بود، آگاهانه تصمیم گرفته بود تا فضای عمومی را محترم بشمارد و بهجای تحمیل زشتی، زیبایی را هدیه کند.
این حرکت نشان داد که میتوان حتی در جریان ساختوساز، با هزینهای اندک و نگاهی فرهنگی، سیمای شهر را زنده کرد؛ یک سطل رنگ، چند باکس گل و اندکی ذوق، شاید کافی باشد برای التیام بسیاری از زخمهای شهری.
میتوان پیادهرو را ملک پدری خود ندانست؛ میتوان با اندکی عقبنشینی از خودخواهی، فضایی برای زیست جمعی فراهم کرد. پارک خودرو در مسیرهای پررفتوآمد یا مقابل منازل، نهتنها خلاف عرف، بلکه خلاف اخلاق اجتماعی است.
با چنین رفتارهایی، شهر نهتنها زیباتر میشود، بلکه روح اعتماد و همدلی نیز در میان شهروندان تقویت خواهد شد.
آموزش شهروندی، توجه بیشتر شهرداری به فضای عمومی، و نهادینهسازی فرهنگ احترام به حقوق مشترک، میتواند پایهگذار شهری باشد که در آن، هر فرد خود را مسئول میداند، نه منفعل.
این صحنهی ساده، اما پُرمعنا، یادآوری کرد که هنوز میتوان به شهر امیدوار بود؛ هنوز میتوان به شهروندانی اندیشمند، زیباشناس و مسئول دل بست. شهر اگر زشت است، بازتاب بیتوجهی ماست؛ و اگر زیبا باشد، نتیجهی احترام و تعامل خواهد بود.
پیشنهاد میشود این نگاه بهعنوان منشور رفتاری شهروندی در قالبی وسیعتر منتشر شود؛ شاید تلنگری باشد برای همهی ما: شهر را، نهتنها با رنگ، بلکه با رفتارهایمان زیبا کنیم.
یادداشت_مجتبی قیطاسی
/ص/