کد خبر: ۹۹۲۲۵۷
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۲ 08 September 2021

به بهانه قیام خونین 17 شهریور 1357؛قصه ي خون و آتش در جمعه سياه تاريخ

به گزارش تابناک هرمزگان، بیتا هوشنگی در یادداشتی نوشت: مردم ايران در 17 شهريور سال 1357 با حضور در ميدان ژاله تهران خواستار تغيير حکومت شدند. اين حرکت را مي توان نخستين و موثر ترين عامل پيروزي انقلاب دانست.
دعوت کننده ي اصلي راهپيمايي روز هفده شهريور يک روحاني به نام يحيي نوري بود. اين فرد از مبارزين بر ضد نظام شاهنشاهي بود که به صورت انفرادي عمل مينمود و ساکن اطراف ميدان ژاله بود. از نخستين ساعات صبح روز جمعه، مردم براي شرکت در راهپيمايي راهي ميدان ژاله شدند. غافل از آنکه از ساعت 6 صبح، حکومت نظامي توسط فرماندار تهران ارتشبد غلامعلي اويسي اعلام و در حال اجرا و اجتماع بيش از سه نفر ممنوع بود. اعلام ديرهنگام حکومت نظامي (ساعت 6 صبح همان روز) از دلايل شلوغي اين تظاهرات بود.
حدود ساعت 8:15 فرماندهان نظامي ابتدا چندبار با بلندگو از مردم خواستند که پراکنده شوند، و وقتي با بيتفاوتي مردم روبهرو شدند يکي از فرماندهان ميگويد: «ما را مجبور به تيراندازي نکنيد». حدود ساعت 8:30 يک روحاني وارد محوطه ميدان ژاله ميشود و با يکي از افسران گفتگو ميکند. در مقابل از مردم ميخواهد به زمين بنشينند. بين ساعت 9:15 تا 10 صبح، گلولهباران توسّط نظاميان آغاز ميشود که براي چند دقيقه بيشتر به طول نينجاميد. بهگونهاي که خبرنگاراني که ساعتي بعد از حادثه به محل رسيدند تنها با ماشينهاي آبپاش روبهرو شدند که مشغول شستوشوي خيابانها بودند. پس از شليک ارتش، درگيريهاي خياباني گستردهاي درگرفت و در طول روز به ديگر نقاط پايتخت کشيده شد.
در مناطق جنوبي تهران براي پراکنده کردن جمعيت از بالگردهاي نظامي استفاده شد. يک روزنامه ي اروپايي در اين رابطه نوشت: اين بالگردها «کوهي از اجساد متلاشي شده» را بر جاي گذاردند. در ميدان ژاله، تانکها که مردم را محاصره کرده بودند و از پراکنده کردنشان ناتوان بودند شروع به شليک به سمت مردم کردند. بنا بر نوشته ي يک خبرنگار اروپايي، اين صحنه به جوخه آتش شبيه بود که در آن افراد مسلح به انقلابيون بيحرکت شليک ميکردند.
رويداد 17 شهريور 1357 شناخته شده با نام «جمعه سياه»که در برخي منابع از آن با عنوان «کشتار 17 شهريور» نيز ياد ميشود، رويدادي در جريان ناآراميهايي بود که در نهايت به وقوع انقلاب اسلامي ايران در سال1357 انجاميد. در تاريخ 17 شهريور 1357 خورشيدي، تظاهرات مخالفين و انقلابيون در محلات جنوبي تهران، خيابان ژاله پيشين (خيابان مجاهدين اسلام کنوني) و ميدان ژاله (ميدان شهدا کنوني)، منجر به سرکوب خونين تظاهرکنندگان توسط نيروهاي نظامي ارتش شاهنشاهي ايران شد.
17 شهريور 1357 اغلب به عنوان آغازي بر پايان کار دودمان پهلوي ايران در نظر گرفته ميشود که هرگونه اميد به مصالحه ميان انقلابيون و سلطنتطلبان را از ميان برد. سالها بعد با دسترسي به آمار بنياد شهيد انقلاب اسلامي و منابع ديگر، در پژوهشي تعداد کشتهشدگان 17 شهريور را 88 نفر عنوان شد که 64 نفر آنها در ميدان ژاله کشته شدند .
پيامدهاي قيام 17 شهريور
واقعه خونين 17 شهريور داراي پيامدهايي نيز بود که اينک به آنها خواهيم پرداخت.
1ـ ترديد و تزلزل در اراده رژيم در رويارويي با ملت: به دنبال کشتار 17شهريور اراده و عزم رژيم در رويارويي با ملت سخت به ترديد و تزلزل افتاد. چراکه شيوه هاي موسوم اعم از سرکوب و سازش در عمل شکست خورده بود، اجراي طرح حکومت نظامي که بر اساس نظريه مشاوران امنيتي و ساواک، بهترين سياست ممکن جهت برقراري امنيت تلقي مي شد، نتيجه عکس بخشيد و لذا شاه براي يافتن يک راه حل فوري و ضربتي براي پايان دادن به اوضاع آشفته و انقلابي کشور با صاحب نظران امور ايران و کارشناسان داخلي ،رايزني نمود. حاصل اين گفت و گوها شاه را به اين نتيجه رساند که ريشه همه نارضايتي ها در توسعه فساد و سوء استفادههاي کلان مادي نهفته است .اما وضعيت کشور به حدي آشفته بود که رژيم سخت سر در گم شده بود و سرانجام آمريکا با پيام شفاهي برانسکي از طريق اردشير زاهدي ـ سفير ايران در آمريکا ـ شاه را بار ديگر به سوي سياست مشت آهنين متمايل ساخت که نتيجه آن تشکيل کابينه نظامي به رهبري ارتشبد ازهاري بود.
2ـ تزلزل ارتش :قيام 17شهريور و ادامه حکومت نظامي،انسجام ارتش را متزلزل و اراده آن را با ترديد مواجه ساخت. استقرار طولاني مدت ارتش در ميدان ها و مراکز مهم شهر که مي بايست همانند نيروهاي انتظامي با انقلابيون مقابله کند، از کارآمدي ارتش و توان آن کاست. چرا که ارتش اساسا به منظور حفظ امنيت مرزها و پاسداري از کشور در برابر تهديدات خارجي به وجود آمده بود. اما اکنون ارتش مي بايست تحت فرمان فرمانداري هاي نظامي شوراي امنيت استان عمل کند که خواه ناخواه با هيات دولت و ساير مراکز قدرت در نحوه و اجراي فرامين حکومت نظامي اختلاف نظر مي يافت. اين واقعيت با توجه به ساختار ارتش شاهنشاهي که شکاف عميقي ميان کادر فرماندهي با نيروهاي مسلح از نقطه نظر گرايش هاي سياسي و تمايلات ملي و مذهبي وجود داشت موضع ارتش را به عنوان سرکوبگر مخالفان سخت تضعيف ميکرد.
3- تعميق شکاف بين مردم و حکومت پهلوي :17شهريور 1357 جدايي ميان ملت و حکومت را عميق تر کرد و امکان هر نوع پيوستگي يا سازش را از بين برد. همچنين مشي مبارزه مسالمت آميز در چار چوب قانون اساسي به منظور احياي نظام مشروطه به شدت زير سوال رفت و روحيه تندروي و افراط گرايي در ميان طيف هاي گوناگون مبارز و مخالف فراگير شد و تلاش ها براي سرنگوني رژيم پهلوي به شکلي قهر آميز و انقلابي مورد حمايت قرار گرفت.
4- تشديد سر در گمي آمريکا در برابر مسائل ايران :هم زمان با بحراني شدن اوضاع و واقعه 17 شهريور، روساي جمهور مصر، اسرائيل و آمريکا روز 19 شهريور با شاه گفت و گو کردند. شاه در گفت و گو با کارتر واقعه 17 شهريور را يک طرح شيطاني از سوي کساني دانست که از برنامه ايجاد فضاي باز سازي کشور بهره مند شده و از آزادي هاي اعطا شده عليه وي سوءاستفاده کردند. او خواستار ادامه حمايتهاي آمريکا شد.
کارتر نيز در پاسخ به در خواست هاي شاه او را از جهات گوناگون مطمئن ساخت و حمايت صريح خود را از اقدامات سرکوب گرانه شاه اعلام کرد. دو روز پس از حادثه 17 شهريور اردشير زاهدي – سفير ايران در آمريکا – با وارن کريستوفر – معاون وزارت امور خارجه آمريکا – در واشنگتن ديدار نمود. کريستوفر ضمن تاکيد بر حمايت دولت آمريکا از ايران، خواستار رعايت اعتدال در اجراي حکومت نظامي شد. اما زاهدي اعلام کرد، کمونيست هاي سازمان يافته تظاهرات را ترتيب مي دهند و دولت آمريکا همراه با نيروهاي اپوزيسيون توطئه براندازي شاه را تدارک ديده است.
کريستوفر اين اتهام را ناروا خواند و اظهار داشت تضعيف اعتماد به نفس شاه در اين زمان مهم ترين عامل بروز و گسترش شورش هاست. به هر حال، حقيقت اين است که تا وقوع حادثه 17 شهريور هيچ يک از سران کاخ سفيد در رياست جمهوري، وزارت خارجه و سازمان سيا، بحران ايران را جدي و نگران کننده نمي دانستند. از همين زمان گروهي از سران آمريکا به بررسي دقيق تر و بازنگري کارشناسانه در حوزه مسائل ايران ترغيب شدند که ماحصل اين بررسي ها چيزي جز سردرگمي هر چه بيشتر آمريکا در امور ايران نبود.
بازتاب جمعه سرخ در رسانه هاي خارجي
از ميان رسانه هاي خبري خارجي، «آسوشيتدپرس» طي خبري به فاجعه ميدان شهدا پرداخت و نوشت: «.. پس از دو ساعت زد و خورد در تهران، کاميون هاي پر از کشته شدگان و مجروحان، از صحنه خارج شدند و مقارن ظهر، آرامش در تهران برقرار شده، اما هنوز تيراندازي هاي پراکنده اي ادامه دارد. به گفته شاهدان عيني، دست کم يک کاميون پر از کشته شدگان و زخمي ها در ميدان ژاله ديده شد که آن جا را ترک مي کردند. جمعيت هم چنان فرياد مي زد «مرگ بر شاه» و «زنده باد خميني». بسياري از تظاهرکنندگان، در نتيجه اصابت گلوله به زمين افتادند و در خون غوطه ور شدند که مأموران آن ها را به داخل کاميونها کشاندند و از صحنه دور ساختند».
مراجع معظم تقليد، همواره امام را در حرکت انقلابي ـ اسلامي ايشان ياري مي کردند. آن ها با نوشتن نامه يا اعلاميه، در موارد مختلف رژيم شاه را مورد بازخواست قرار مي دادند. در حادثه خون بار هفده شهريور، آيت اللّه العظمي گلپايگاني در تلگرامي به شخص شريف امامي نوشتند: «اخبار موّحشه از کشتار و قتل عام مسلمانان در تهران مي رسد. حقير به جناب عالي اخطار مي کنم اين گونه برابر شدن با امواج احساسات مردم ناراضي، موجب مصايب عظيم تر و خطرات بزرگ تر براي مملکت است. جناب عالي در برابر خدا و تاريخ و ملت ايران مسؤول هستيد». ايشان هم چنين در نامه اي به مهندس رياضي، رئيس مجلس شوراي ملي وقت فرمودند: «اعلام مي کنم پس از جنايات وحشيانه و کشتار فجيع مردم بي دفاع تهران، رأي دادن به اين دولت نظامي و اين اختناق بي سابقه، خيانت به ملّت و موجب سرافکندگي بيش تر در برابر خدا و ملت مسلمان و تاريخ است». هم چنين آيت اللّه العظمي سيد عبداللّه شيرازي از مراجع تقليد مشهد مقدس، و نيز آيت اللّه العظمي مرعشي نجفي نيز با ارسال پيامهايي، مراتب اعتراض خود را به حکومت وقت اعلام داشتند.

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار