درباره درماندگی نظام سلامت در مناطق توسعه نیافته؛
دکتر سیمین کاظمی
کد خبر: ۸۳۷۵۲۸
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۲:۳۴ 09 April 2020

یکی از سیاست های نظام سلامت در ایران، گسیل کردن نیروهای بهداشت و درمان به مناطقی بوده که توسعه نیافته، محروم و دور افتاده هستند. معمولاً پزشکان و سایر پرسنل بهداشت و درمان یا از روی ناچاری و در قالب طرح نیروی انسانی به این مناطق می روند یا در ازای امتیازاتی همچون حق الزحمه یا سهمیه و امتیاز تأسیس مطب. رفتن به چنین مناطقی نوعی تبعید و انزوا گزیدن در منطقه ای بدون امکانات است که تحمل آن آسان نیست و چنین چشمداشت هایی را نمی توان زیاده خواهی تلقی کرد یا عجیب دانست .

پیش فرض چنین سیاستی این است که توسعه نیافتگی این مناطق چاره ای ندارد، ولی نیازهای مردم به امکانات بهداشتی و درمانی هم قابل چشم پوشی نیست. برای همین بر پا کردن یک درمانگاه یا مرکز بهداشتی-درمانی که عموماً امکان تزریق آمپول هم در آن وجود ندارد، بهتر از هیچ به شمار می آید و با اتکا به نیروی انسانی چنین مراکزی در بعضی روستاها به عنوان روستای اصلی دایر شده که سایر روستاهای صعب العبور یا با سکنه کمتر روستاهای اقماری آنها به حساب می آیند.

بهداشت مملکت به این ترتیب لنگ لنگان پیش می رود، اما وقتی فاجعه ای یا بحرانی پیش می آید، آن وقت است که مشخص می شود، تا چه اندازه توزیع امکانات بهداشتی غیرعادلانه است و چگونه بخش بزرگی از جمعیت کشور از دسترسی به حداقل های بهداشت و سلامت محرومند. در هر زلزله، سیل یا برف سنگینی که منطقه ای را دچار بحران می کند، قطع بودن ارتباط روستاها با شهرها مهمترین عاملی است که مردم این مناطق را از کمک و امدادرسانی محروم می کند و تبعات جانی را برایشان به دنبال می آورد.

در بحران کووید 19 هم که این روزها درگیر آن هستیم، مردم مناطق روستایی حداقل دسترسی به امکانات بهدشتی را دارند، چون نه جاده ای برای عبور نیروهای بهداشتی دارند و نه پلی بر روی رودخانه ای. برای همین است که اگر قرار باشد، کمکی به این مناطق رسانده شود، یا با استفاده اجباری از نیروی انسانی تحت امر مدیران است و یا با از خودگذشتگی نیروهای داوطلب که با به جان خریدن خطر عبور از راه های صعب العبور و وسایل خطرناکی همچون گرگر خود را به مردم روستا برسانند.

چنین شیوه ای از خدمت رسانی سالهاست که ادامه دارد، بدون آنکه تلاش یا اقدامی جدی برای تسهیل دسترسی مردم مناطق روستایی به خدمات و امکانات مختلف صورت گرفته باشد. تبعات چنین وضعیتی، محروم شدن مردم روستاها از سلامت و آموزش، ترک تحصیل و بی سوادی کودکان، مهاجرت گسترده از روستا به شهر و خالی شدن مناطق روستایی از جمعیت بوده است.

ارائه خدمات سلامت که صرفاً مبتنی بر استفاده از نیروی انسانی است، از سپاه بهداشت گرفته تا طرح نیروی انسانی وزارت بهداشت، در واقعی نوعی گریز از مسؤولیت دولت ها در فراهم کردن زیرساخت ها و توسعه مناطق محروم بوده است، که ضمن آن هر نوع فقدان دسترسی به خدمات و امکانات به جبر جغرافیا و طبیعت منطقه نسبت داده می شود و اعزام پزشک و ماما و پرستار با دست خالی همچون مرحمتی بزرگ از جانب دولت ِولی نعمت به رعیت جلوه داده می شود.

انتهای پیام/*

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار