کد خبر: ۷۸۷۴۴۶
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۵ 11 October 2019

بحث گذشته پیرامون ریشه یابی و علت یابی حوادث امروز ازمنظر عمق بخشی بود که از ضرورت عمق بخشی به انقلاب اسلامی ونقش کلمه وقول الهی دراین راستا سخن به میان آمد درمنبر رسانه ای پنجم درماه صفر نوزدهم مهر ماه 98 مرتضی پیروی منش با هدف گفتمان سازی علم آموزی فردی به تبیین و تولید محتوا درفضای مجازی حول محور جدید یعنی "راه درمان ریشه ای ازمنظر عمق بخشی" طبق سرفصل بخش ضرورت عمق بخشی به انقلاب اسلامی ونقش کلمه و قول الهی دراین راستا پرداخته میشود.درچند منبر رسانه ای گذشته از تبیین جنگ نرم،نیمه سخت وسخت با نگاهی به زیارت عاشورا، عمق بخشی به انقلاب درداخل وخارج، ریشه یابی وعلت یابی حوادث امروز ازمنظر عمق بخشی پرداخته شده است.

واما منبر رسانه ای پنجم

راه درمان ریشه ای از منظر عمق بخشی:

به صحنه آوردن یک کلمه الهی کافی نیست، لازم است اما کافی نیست/ شروع با اذن امام من الله درست است

در منبر پنجم رسانه ای ماه صفر مرتضی پیروی منش بیشتر به تشریح سه واژه شهادت، ولایت و معنویت با نگاه راه درمان ریشه ای ازمنظر عمق بخشی می پردازد، وی معتقد می باشد، کار بزرگی که در عمق بخشی باید اتفاق بیفتد، حجاب زدایی ست، راه درست فهم وتفهیم آنچه مورد نظر خداوند و پیامبر و ائمه است، لذا هر کسی نمی تواند پرچمی بلند کند و دعوت و فراخوان قیام بدهد.

تبیین راه درمان ریشه ای ازمنظر نگاه پژوهشگر فرهنگ و فعال رسانه هرمزگانی چنین است: یک فعال امور فرهنگی در عمق بخشی باید این کار را انجام بدهد اقوال و مفاهیم الهی را از پستوها به میدان بیاورد و جایگزین مفاهیم غلط بشری بکند و بعد از این مفاهیم حجاب زدایی کند و در جای خود قرار دهد و آنگاه بر اساس آنها نظامات و سیستم‌های اجتماعی را بنا نهد.

قرآن اوج معنویت را در قالو ربناالله معرفی می‌کند و با تعریف معنویت بر مبنای امیرالمومنین از معنویت آدرس غلط داده نمی شود که افراد و جامعه را به انحراف بکشد( که البته یکی از برکات امام هم این است، هدیً من الضلال ).

یافتن کلمه و قول الهی وغبارزدایی ازآن لازم است؛

عمق بخشی اولاً یافتن کلمه و قول الهی در هر مورد و موضوع غبارزدایی از آن و به صحنه آوردن آن است یحق الله الحق بکلماته، ثانیاً حجاب زدایی از قول و مفاهیم الهی است، ثالثاً سیستم سازی و نهاد سازی بر اساس این مفاهیم در جامعه است (ایجاد شجره طیبه).
بنابراین ما باید در بخشی از مفاهیم کلمات و اقوال الهی و دینی را بیابیم و آنها را غبارزدایی کرده و به صحنه بیاوریم یعنی جایگزین مفاهیم و گفتمان غیر الهی کنیم پس از آن مرتباً و لایه به لایه از آنها حجاب زدایی کنیم، تا به مغز آنها دسترسی پیدا کنیم .

شروع با اذن امام من الله درست است؛ تشریح سه واژه شهادت، ولایت و معنویت :

حجاب زدایی یعنی آن‌چنان که مورد نظر خداوند و پیامبر و ائمه است آنها را فهم و تفهیم کنیم.کار بزرگی که در عمق بخشی باید اتفاق بیفتد، حجاب زدایی ست، آن‌چنان که مورد نظر خداوند و پیامبر و ائمه است آنها را فهم و تفهیم کنیم.هر کسی نمی تواند پرچمی بلند کند و دعوت و فراخوان قیام بدهد.

شهادت؛
مثال میزنم تا برای دوستان تقریب به ذهن شود، سه واژه شهادت، ولایت و معنویت را مثال می زنم واژه شهادت واقعاً بدون انقلاب اسلامی مفهومی نداشت انقلاب اسلامی شهادت را به صحنه و میدان آورد او را از پستوی اندیشه دینی آورد، وارد میدان کرد.
انقلاب اسلامی کارکرد دنیوی (عزت مسلمین و کشور) و اخروی (ساختن انسان های بزرگ) آن را در منظر و دید همه گذاشت و ارائه کرد و الا قطعاً یادتان است که به این کمونیست هایی هم که در ایران کشته می شدند شهید می گفتند.

ولایت؛
حجاب زدایی از واژه شهادت یعنی همین که شهادت مفهوم و کارکرد منظور خداوند متعال را پیدا کند، دوست و دشمن هم امروز به این کارکرد معترفند، چون ظهور کرده است اما همین شهادت اگر در امتداد جهاد فی سبیل الله و تحت شرایط ولایت شناخته نشد تا به هر کشته‌ای حتی کسی که در مبارزه با ظلم کشته می شود اطلاق نشود.

اگر حجاب زدایی نشد و در حوزه مفهوم درست نشد نتیجه آن می‌شود که امروز به کسی که در اغتشاشات هم کشته می‌شود و حداکثر ممکن است در مواقع در موارد محدود و استثنایی مظلوم واقع شده باشد شهید گفته شود آن هم از سوی کسانی که دیروز در دیار حق بودند عجیب تر اینکه می‌گویند ما هم افتخار می‌کنیم که مثل این شهیدان ، شهید شویم .

مشکلات در فهم مفاهیم زود آشکارمی شود؛

مشکل در سطح فهم مفاهیم خیلی زود در میدان اول آشکار می شود لذا نه امروز که جبهه ای که اینها درآن کشته شدند با جبهه ی دشمنان قسم خورده جهانی اسلام یکی شده است وکاملا در برابر جبهه مستضعفین و دوستان اسلام قرار گرفته‌اند یعنی دشمن مشترک نیز وجود ندارد.اشتباه گرفته اند.

هم دشمن و هم دوست را اشتباه گرفتند بلکه در مواردی در زمان ائمه اطهار دشمن کاملا مشترک بود حتی با معیارهای انسانی هم این دشمن ظالم و فاجعه بود هیچ گاه حرکت های مبارزاتی دیگران علیه این دشمن مشترک از سوی ائمه معصومین کاملا تایید نشده و به کشته شدن آن شهید ابلاغ شده است.

لذا در مورد شخصیت‌های بزرگی چون زید و یحیی که هر دو به تعبیر امروزی امامزاده هم هستند و باظلم مبارزه کرده‌اند در تاریخ شیعه اما و اگر هایی وجود دارد مختار با آن که قلب امام زین العابدین را شاد کرد اما به او خطاب شهید نشده است مرزها دقیقاً حفظ شده است حرکتی مورد تایید بوده است که از آغاز با اذن امام من الله شروع شده است.

در انقلاب اسلامی هم عین همین را می بینید مبارزات علیه شاه ظالم علیرغم مشترک بودند دشمن آنهایی مورد تایید امام قرار گرفتند که آغاز حرکت و حتی روش‌های حرکت با اجازه ایشان باشد فردی که با چنین اجازه ای حرکت کند شهید است .

هر کسی نمی تواند پرچمی بلند کند و دعوت و فراخوان قیام بدهد، وهرکس حتی در مبارزه با دشمن جبهه ی حق کشته شد، لزوماً شهید نیست بلکه شهادت به تحت پرچم ولی الله من الله بودن است.

اگر حجاب زدایی اتفاق نیفتد یعنی کلمه و قول الهی در جای خود قرار نگیرد همین واژه مقدس که به صحنه هم آمده است و ابزار دشمنان می شود کلمه حقیقی می شود که در خدمت باطل قرار می گیرد لذا چنانچه کلمه قول و مفهوم آن چنان که خداوند فرموده است تبیین نشود نتیجه آن بر ضد خودش ظاهر می شود.

تفسیر کلمات الهی از دلایل عقلی لزوم حی و حاضری امام در جامعه است؛

به صحنه آوردن یک کلمه الهی کافی نیست، لازم است اما اما کافی نیست

یکی از دلایل عقلی لزوم امامت حی و حاضر در جامعه همین است که هر روز، در حوادث همانروز، کلمات الهی باید تفسیر و برای آن تعیین مصداق شود، مصداق یابی عملی شود، اگر همه یا چند نفر چنین کاری کنند تفرق ایجاد می شود پس حتماً باید یک نفر این تفسیر را به عهده گیرد این فرد امام است.

لذا پیامبر اکرم می فرمایند کتاب الله و عترتی کتاب خدا و تفسیر کننده آن و الا معاویه هم تفسیر می کند وازآن حکم قصاص قاتل حضرت عثمان در می‌آورد، حکم جهاد علیه امیرالمومنین را در می آورد پس بدون امام زنده و حاضر در صحنه کلمه و قول الهی در جای خود قرار نمی گیرد .

چگونه بین معنویت درست، حسن بصری، یا انحرافی تمیز قرار دهیم؟

اگر از معنویت حجاب زدایی شود و در جای خود قرار بگیرد آنگاه به امیرالمومنین آدرس داده می‌شود، بنا به انتخاب باشد تعریف بصیرت به صبر یا حق و صبر، یا هدیً و استقامه، خیلی به معنای معنویت نزدیک تر است تا صرف عبادت و تضرع.
وقتی مظهر آن معنویت می‌شود امیرالمومنین ایشان را به چه چیزی میشناسید به اطاعت و تبعیت محض از پیامبر به جهاد، به میدان‌داری در میادین مختلف، یعنی انتخاب درست و توانایی صبر بر آن در سخت ترین شرایط که جز با ارتباط عمیق با خدا ممکن نمی‌شد به بصیرت و صبر می شناسید.

اشکال تعریف امروز معنویت :
معنویت مفهوم دیگر است ، امروز به معنویت هرچند که واژه قرآنی نیست در جامعه آدرس غلط داده می‌شود و انتهای واژه معنویت (آن هم نوع خوبش نه این عرفان های کاذب و شیطان فعلی) در می آید حسن بصری.

اگر برداشت از واژه معنویت صرفاً عبادت ، حال ، گریه و از این دست ها باشد نتیجه آن هم طبعاً باید این‌گونه بشود.اگر از معنویت آدرس غلط داده شد او (حسن بصری) از خیلی ها سر است و جلوتر است، نه تنها ایشان (که واقعاً هم فضائلی داشته است) بلکه شیطان هم از خیلی ها بالاتر است چون سابقه شیطان را در عبادت هیچ کسی ندارد.

12000 هزار سال عبادت ، عبادتی که او را از مقام جن وارد مقام ملائکه کرد شیطان پرستی هم موجه می‌شود شیطان پرستی هم امروز از دست مسائل معنوی و به اصطلاح متافیزیکی شمرده می شود و آنچه که ما از معنویت برداشت می‌کنیم و عمدتاً معادل عبادت و تضرع حال و گریه می گیریم نباید درست باشد چون به بد جایی هدایت می کند نتیجه آن می شود عجب و من پروری،

حجاب زدایی مسیر درست معنویت:
اما اگر از معنویت حجاب زدایی شود و در جای خود قرار بگیرد آنگاه به امیرالمومنین آدرس داده می‌شود به ایشان منتهی می‌شود و این مفهوم معنویت هدایت کننده است نه گمراه کننده مظهر آن معنویت می‌شود امیرالمومنین آنوقت ایشان را مانند حسن بصری یا فلان زاهد گوشه گیر نمی شناسید بله یک بعد وجودی حضرت علی هم عبادت و زهد بوده است .
اما وقتی ازمعنویت امیرالمومنین صحبت می کند، می شود شما همه اینها را در نظر می آورید و در مقابل آن هم بعضی از خوارج را با وجود کثرت عبادت و تضرع اهل معنویت نمی شناسید.
پس معنویت به مجموعه این گوهر وجودی که ایشان را در همه این صحنه‌ها ممتاز می کرد اطلاق می شود نه فقط عبادت و تضرع ایشان بلکه اگر بنا به انتخاب باشد بصیرت و صبر یا حق و صبر، یا هدیً و استقامه، خیلی به معنای معنویت نزدیک تر است تا صرف عبادت و تضرع.

جمع بندی منبر رسانه ای پنجم نوزدهم مهرماه نود وهشت، راه درمان ریشه ای از منظر عمق بخشی :

قرآن اوج معنویت را در قالو ربناالله معرفی می‌کند و با تعریف معنویت بر مبنای امیرالمومنین از معنویت آدرس غلط داده نمی شود که افراد و جامعه را به انحراف بکشد( که البته یکی از برکات امام هم این است، هدیً من الضلال ).

پس عمق بخشی باید این کار را انجام بدهد اقوال و مفاهیم الهی را از پستوها به میدان بیاورد و جایگزین مفاهیم غلط بشری بکند و بعد از این مفاهیم حجاب زدایی کند و در جای خود قرار دهد و آنگاه بر اساس آنها نظامات و سیستم‌های اجتماعی را بنا نهد.
انتهای پیام/*

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار